پرورش تلفیقی ماهی با برنج در مزارع سیلگیر فصلی

خلاصه
درایالت آسام هند حدودا 6/2 میلیون هکتار از دشتهای سیلآبی تحت کشت سنتی برنج می باشند. بدلیل بکارگیری تکنیک های جدید کشت و فعالیت های مختلف توسعه ای اکوسیستم این مزارع برنج دچار تغییرات شگرفی گردیده است .
زمانی مزارع برنج یکی از اصلی ترین منآبع تامین ماهی برای کشاورزان روستایی بود. یک کاهش بسیار شدید در جمعیت ماهی وبه طبع آن کمبود ماهی درایالت آسام بواسطه تغییرات نا مطلوب در اکوسیستم برنج بوجود آمده است .در این مقاله نتایج دوآزمایش مزرعه ای که تأثیرکشت برنج وتولید توأمان ماهی را مورد مطالعه بررسی قرار گرفته تا چگونگی تأثیر افزایش جمعیت ماهی برافزایش عملکرد برنج، اکوسیستم برنج ودر آمد زارع بهتر فهمیده شود.
مقدمه
دشتهای سیلآبی فصلی معمولا برای کشت برنج استفاده می شوند. در مزارع برنج آسام، ماهی بدون کنترل و توجه به جنس، اندازه و جمعیت آن تولیدو صید می گردد(1992Diallo). ایا لت آسام (بین 28-24 درجه عرض شمالی و '4,  97 – '50, 89 طول شرقی واقع شده است.) دارای حدود 6/2 میلیون هکتار از دشتهای سیلآبی می باشد که به صورت سنتی تحت کشت برنج بوده وهمزمان ماهیگیری در آنها انجام می گیرد. آب درمزارع این دشتهای سیلآبی حدودأ 6-4 ماه باقی مانده (باگوواتی وهمکاران 1997) و به عنوان یک زمین پرورش ماهی عمل می کنند.
بیشتر زارعین برنج ایالت مالکین کم زمین بوده ودارای آب بندای کوچک ،30-25 متر مربع (باگوواتی وهمکاران 1997) می باشندکه به لفظ محلی "کون پوخوری" نامیده می شوند(باروآ وهمکارانa 1999.( این آب بندانها جهت استفاده از آب باران برای آبیاری زمین در زمان گل کردن قبل از نشاء برنج و همچنین برای گرفتن ماهی وحشی وارد شده به آنها در زمان سیلآب استفاده می شوند (باروآو همکاران a 1999).
در گذشته این آب بندانهای کوچک محلی به عنوان منبع تأمین ماهی محسوب می شدند. در طول سه دهه گذشته تغییرات اکولوژیکی شدیدی در اکوسیستم های برنج ایجاد شده که دلایل اصلی آن عبارتند از:
ساخت خاکریز در حاشیه رودخانه براهاماپوترا وسرشاخه های اصلی آن ، ساخت جاده ها و نوآورهای تکنو لوژیکی در سطح ملی-منطقه ای در زراعت برنج . با گسترش کشت مدرن برنج کشاورزان با بکارگیری رقم های اصلاح شده ژنتیکی، استفاده ازآفت کش ها وکودهای شیمیایی تغییراتی شگرف درکشت برنج ایجاد کرده اند . فعالیتهای مدیریت کشت سبب تغییرات شدید اکولوژیکی واقتصادی در این دشتهای سیلآبی گردیده و همچنان ادامه دارد .
در نتیجه یک کاهش شدید در جمعیت ماهی اتفاق افتاده و سبب کمبود ماهی در ایالت گردیده است .
اکو سیستم برنج یک اکوسیستم کشاورزی بوده که از اجزاء مختلفی ساخته شده است . ساختار هر اکو سیستم کشاورزی دارای دو شاخص اصلی می باشدکه عبارتند از :اجزاء سیستم و اثرات متقآبل بین آنان (دالسگارد 1995) . ماهی یک جزء اصلی در اکوسیستم برنج است بطوریکه ماهی و برنج مکمل یکدیگربوده و به کمک یکدیگر قادرند تا از توان اکولوژیکی همدیگر استفاده بهینه نمایند. هر تغییر ناخواسته در این اکوسیستم سبب گسستگی در اجزاء آن شده، مخصوصأ جمعیت ماهی ، اثرات متقآبل اکولوژیکی بین ماهی و برنج ، پایداری اکولوژیکی و ظرفیت تولید ان شدیدأ صدمه خواهد دید . دراین مقاله سیستم های تلفیقی برنج – ماهی و نتیج دو تحقیق مزرعه ای آورده شده است تا به درک بهتر چگونگی تأثیر ماهی بر با لا بردن کیفیت محصول و درآمد از زمین و مفهوم استراتژیهای کشت برای مدیریت اکوسیستم – برنج کمک کنیم .

کنترل هورمونی تکثیر سخت پوستان (میگو) و نقش متیل فارنسوات

مقدمه مترجم :
تامین مولد میگو به عنوان اولین حلقه از زنجیره تکثیر و پرورش میگو از اهمیت زیادی برخوردار است و در حقیقت انتخاب گونه مناسب پرورش و توسعه آتی آن تا حد زیادی بستگی به این مقوله دارد ، از سویی تولید مولد در استخرهای گلخانه ای و مولد سازی به جای تامین آن از دریا (مولدین بومی ) و یا واردات مولد (غیر بومی) ، بکارگیری اصول ایمنی زیستی در مراکز تکثیر و برنامه ریزی تولید را فراهم خواهد ساخت ، در این راستا ارتقا دانش مولد سازی و آشنایی با اصول آن اهمیت بسزایی در ارتقا راندمان این حلقه از زنجیره تکثیر و پرورش میگو خواهد داشت .
از این رو بررسی و اجرای پروژه های تحقیقاتی در خصوص نقش عوامل محیطی در رسیدگی جنسی مولدین و تاثیر آن بر فیزیولوژی تکثیر ضروری به نظر می رسد در این بین اهمیت نقش هورمون ها در رسیدگی جنسی و فیزیولوژی تکثیر سالیان طولانی است که شناسایی شده و از آن در مراکز تکثیر ماهی به عنوان عاملی در پیش رس کردن مولدین ، قطع یا تسریع تاثیر عوامل محیطی استفاده می شود در حالیکه در خصوص سخت پوستان بصورت اعم و میگو به صورت اخص مطالب کمتری ارائه شده است که شاید بدلیل تفاوت های بارز در فیزیولوژی تکثیر این آبزیان عدم احساس نیاز مراکز تکثیر تجاری به این امر بوده است مع الوصف نوشتار حاضر ، ترجمه ای است برگرفته از مقاله ای با عنوان کنترل هورمونی تکثیر سخت پوستان و نقش متیل فارنسوات ، که به نقش کلیدی و کنترلی این هورمون در فیزیولوژی تکثیر اشاره دارد و اهمیت آن در استفاده از این هورمون در یک مرکز تجاری تکثیر میگوی وانامی در اکوادور و اخذ نتایج موفقیت آمیز از آن بوده است .
مقدمه :
افزایش تقاضا ی میگو در آمریکا موجب رشد صید و پرورش این محصول در آمریکا شده است . در سال های اخیر به منظور جبران تقاضای مصرف کنندگان 68 درصد میگوی مصرف شده در آمریکا در سایر مناطق دنیا پرورش داده شده است .
واردات میگو از 492 میلیون پاند در سال 1986 به 695.4 میلیون پاند در 1998 افزایش یافته است . میزان میگوی وارد شده در سال 1999 با افزایشی معادل 35.9 میلیون پاند نسبت به سال 98، 731.3 میلیون پاند بوده است . ( با ارزش 3.1 میلیارد و معادل 35 درصد مجموع واردات غذایی ) .
گزارشات اخیر بخش شیلا ت دریایی نشان داده است که میزان واردات میگو در سال 2000 معادل 760.8 میلیون پاند بوده است .(3.8 میلیارد ، 37 درصد ارزش واردات مواد غذایی ) . افزایش تقاضا همراه با کاهش جمعیت طبیعی میگو ، شرایطی اجتناب ناپذیر را ایجاد نموده است که در آن رشد فن آوری آبزی پروری برای افزایش میگو ضروری شده است.
متیل فارنسوات :
یک هورمون گنادوتروپیک است که بوسیله اندام ماندیبولار سخت پوستان تولید می گردد و کلید تنظیم رشد اووسیت ، دگردیسی در لارو ها و تولید مثل می باشد .( laufer و همکاران 1987).
تنظیم زادآوری در سخت پوستان شامل شبکه پیچیده ای از فعل و انفعال های هورمونی می باشد که در این بین متیل فارنسوات نقش کنترل مرکزی را برعهده دارد ( شکل 1) .
تحریک رسیدگی تخمدان در سخت پوستان بوسیله قطع پایه چشمی منجر به قطع بازدارندگی نوروپپتیدها ، هورمون بازدارنده گناد ( GIH) یا هورمون بازدارنده زرده سازی (VIH) و هورمون بازدارنده اندام ماندیبولار (MOIH )(Liu و همکاران 1996)، نگهداری شده در ر اندام سینوسی غده x می شوند(Landau و همکاران 1989 – Laufer و همکاران ، 1993 ) .تحقیقات اخیر به این موضوع که آیا ممکن است هورمون های VIH و GIH تاثیر بازدارندگی بر روی اندام ماندیبولار داشته باشد پاسخ می دهد .VIH/GIH امکان دارد بصورت مستقیم بر روی گناد ها و یا سایر بافت ها مانند هپاتوپانکراس ، برای ممانعت از زادآوری تاثیر داشته باشند.
علاوه بر این هورمون های مذکور ممکن است بصورت غیر مستقیم از طریق بازدارندگی بر تولید هورمون های نوجوانی ( JH ) و متیل فارنسوات ( MF ) در اندام ماندیبولار ، تاثیر منفی در زادآوری داشته باشند. قطع پایه چشمی باعث برداشته شدن اثرات منفی هورمون های MOIH ( بازدارنده اندام ماندیبولار ) بر روی اندام ماندیبولار می شود .( افزایش تولید هورمون MF ) و با افزایش مضاعف محتوای پروتئینی در اندام ماندیبولار همراه خواهد بود (Chaves 2001) . تولید MF بوسیله اندام ماندیبولار در فاصله زمانی نزدیک به بلوغ نوجوانی و پیش زرده سازی در کمترین میزان و در زمان زرده سازی ماده ها در حد بالاترین میزان خود قرار دارد .
MF بصورت مستقیم بر روی هپاتوپانکراس و گناد ها اثر می گذارد . نکته جالب آنکه MF ممکن است بر روی تنظیم فشار اسمزی نیز نقش داشته باشد . Lovett و همکارانش در سال 2001 دریافتند که غلظت هورمون متیل فارنسوات در همو لنف خرچنگ هایی که در آب دریای رقیق شده نگهداری می شدند افزایش یافته است و وقتی که به آب دریا بازگردانده شدند سطح MF به سرعت به میزان اولیه برگشت. Tamone و Chang در سال 1993 گزارشی در خصوص دیگر اندام های تحت تاثیر MF دادند که در آن به تاثیر این هورمون در تحریک تولید ECD (ecdysteroid) بوسیله اندام Y اشاره شده بود . تحقیقات در حال اجرا و آتی بر روی تنظیم تولید MF ما را در درک بهتر روند زادآوری سخت پوستان یاری خواهد داد .
متیل فارنسوات به عنوان یک JH ، برای نخستین بار توسط هانس لوفر در دانشگاه کانکتیکوت در سال 1987 توضیح داده شد .MF در همولنف بیش از 36 گونه از سخت پوستان شامل میگوی وانامی یافت شده است و چرخه زادآوری در خرچنگ عنکبوتی ( Libinia emarginata) و خرچنگ ( Procambarus clarkia) در رابطه با این هورمون می باشد ( Laufer و همکاران ، 1998).
در سال 1998 خرچنگ Procamberus بوسیله لوفر و همکارانش مورد مطالعه قرار گرفت و مشاهده شد که در ابتدای زرده سازی میزان این هورمون نسبت به سطح اولیه افزایش می یابد و در اواسط چرخه به حداکثر میزان خود رسیده و مجددا هنگامی که تخمدان در مراحل پایانی زرده سازی است به سطح اولیه خود بر میگردد .
استفاده از متیل فارنسوات به عنوان همراه رژیم غذایی در یک مرکز تجاری تکثیر میگو در اکوادور بر روی گونه وانامی انجام پذیرفته است .(Laufer و همکاران 1997) .
MF در میگوهای نر و ماده سالم همان عملی را انجام می دهد که قطع یک طرفه پایه چشمی بر روی میگوهای ماده انجام می دهد. لارو های زنده در گروه آزمایشی به میزان 4.84 میلیون لارو در مقابل 2.97 میلیون در گروه شاهد بوده است. جالب تر آنکه هورمون MF در میگوهای ماده قطع پایه چشمی نشده هفت برابر بیش از نمونه های کنترل ( قطع پایه چشمی شده ) ایجاد رسیدگی و تخمریزی نموده است ( 7 میگوی تحت آزمایش با MF و تنها یک میگوی قطع پایه چشمی شده تخمریزی نمودند ).از آن مهم تر آنکه تفریخ پذیری تخم ها توسط تحریک با هورمون MF 66 درصد در مقابل 42 درصد در گروه قطع پایه چشمی شده بود . باروری در هر دو گروه قطع پایه چشمی نشده و قطع پایه چشمی شده همراه با MF به میزان زیادی افزایش یافته است .
تخم های تولید شده در آزمون و تفریخ پذیری آنها به میزان معنی داری بیش از میگوهای ماده قطع پایه چشمی شده بود. نتایج اکوادور عملکرد هورمون MF در رابطه با هورمون های رسیدگی گناد را به عنوان یک مکمل غذایی در تولید ناپلی میگو نشان داد .
استفاده از متیل فارنسوات به عنوان مکمل غذایی باعث رسیدگی تخمدان در خرچنگ ها نیز شده است .

سید قباد مکرمی

بررسی چگونگی تنفس ماهي در آب

اگر ماهي را از آب بگيريد ، خيلي زود به علت كمبود اكسيژن مي ميرد هيچ از خود پرسيده ايد كه چرا اين وضعيت بوقوع مي پيوندد ؟
در حاليكه مقدار اكسيژن موجود در حجم معيني از آب تنها يك سيزدهم مقدار اكسيژن موجود درهمان حجم ار هوا است پس چرا وقتي در محيط جديد مقدار اكسيژن سيزده برابر مي شود ، ماهي به علت كمبود اكسيژن مي ميرد بدون شك اين رويداد پي آمد عدم توانايي ماهي در وفق يابي با محيط تازه است
لذا بايستي به بررسي مكانيزمي در بدن ماهي بپردازيم كه قادر نيست از اكسيژن غني هوا استفاده نمايد اما مي تواند مسئله بزرگ استخراج اكسيژن را كه به مقدار ناچيز در آب وجود دارد براي خود حل نموده و اكسيژن مورد نياز خود را به اين روش تأمين نمايد.
يك ماهي صد گرمي رودخانه اي در حال استراحت حدود 5 سانتي متر مكعب اكسيژن در ساعت احتياج دارد ، و وقتي فعاليت عادي خود را شروع نمايد سه تا چهار برابر اين مقدار اكسيژن نياز دارد . اگر راندمان مكانيزم تنفسي آن در انتقال اكسيژن صد در صد باشد اين ماهي بايستي در هر دقيقه 15 تا 30 سانتي متر مكعب آب را از سطح تنفسيش عبور دهد تا اكسيژن مورد نیاز خود را تأمين نمايد.
جابجا كردن چنين مقدار اكسيژني در هوا مشكل نيست ، اما در آب كار و فعاليت زيادي را مي طلبد زيرا چگالي آب تقريبا هزار برابر هوا ، و غلظت و چسبندگيش هم حدود صد برابر است .

ادامه نوشته