مقدمه

لیستریامونوسایتوژنز یکی از مهمترین پاتونهاي غذازادي است که در همه جاي طبیعت ازجمله آب، خاك و گیاهان یافت میشود و بنابراین به مقدار زیادي توسط انسان، حیوان و مواد غذایی مختلف حمل میگردد ( 2 و 9). امروز شناخت و بررسی لیستریامونوسایتوژنز به عنوان یک پاتوژن منتقله از مواد غذایی، پژوهشگران و امکانات زیادي را به تحقیق پیرامون این مطلب عودت داده است. مطالعات نشان میدهد انواع مختلفی از مواد غذایی ازجمله ماهی و فرآوردههاي حاصل.( از آن نقش قابل ملاحظهاي در وقوع لیستریوزیس در جمعیتهاي انسانی داشته است( 1 و 9 لیستریوزیس بیشتر در افراد با نقص ایمنی دیده میشود. این نقص ممکن است طبیعی (مثل حاملگی یا افراد خیلی پیر) و یا بر اثر بمیاريهایی چون سرطان ایدز، بیمارن قندي، بیماران قلبی-عروقی، بیماران پیوند کلیوي، بیماران تحت درمان با کورتیکوستروژیدها پیدا شود ( 3). حضور لیستریامونوسایتوژنز در ماهی و سایر آبزیان بوسیله تعداد زیادي از مطالعات تحقیقی در سراسر

۸ و 9). اما بررسیهاي کمتري در خصوص وضعیت آبزیان پرورشی ،5 ، دنیا گزارش شده است ( 2 به این پاتوژن وجود دارد. با توجه با اهمیت موضوع و اطلاعات اندك در خصوص آلودگی ماهی قزلآلا رنگینکمان پروررشی به این پاتوژن،مطالعه حاضر باهدف بررسی وقوع لیستریامونوسایتوژنز در ماهی قزلآلاي پرورشی توزیع شده در شهرستان اصفهان طراحی و انجام شد.

روش کار

در این مطالعه در مجموع 68 نمونه ماهی قزلآلاي رنگین کمان از مراکز پخش فرآوردههاي آبزي در سطح شهرستان استان به طور تصادفی جمعآوري و در اسرع وقت در کنار یخ به آزمایشگاه منتقل و از نظر آلودگی به لیستریامونوسایتوژنز مورد آزمایش قرار گرفتند. 10 گرم از

(Himedia, نمونه گوشت ماهیان جمعآوري شده با 90 میلی لیتر آبگوشت غنی کننده لیستریا

72 ساعت گرمخانه گذاري - 30 به مدت 48 C به صورت هموژن درآمد و در محیط India)

به شکل (Himedia, India) شدند.سپس از کشت غنی شده بر محیط آگار غنی کننده لیستریا

گرمخانهگذاري شدند. پس از طی این زمان C خطی کشت داده شد و به مدت 48 ساعت در

پلیتهایی که داراي پرگنههاي کوچک، مورب، کمی محدب به عنوان پرگنههاي مشکوك به لیستریامونوسایتوژنز جهت تائید از نظر رنگآمیزي گرم، آزمونهاي کاتالاز، حرکت، احیا نیترات، و تخمیر قندهایی چون رامنوز، گزیلوز، مانیتول مورد آزمایش قرار گرفتند. cAMP همولیز، تست

بحث و نتایج

،( لیستریوزیس عموماً از کشورهاي صنعتی از جمله آمریکا ( 8)، ایتالیا ( 3)، استرالیا ( 6نیوزلند ( 1) و کانادا ( 4) گزارش شده است در صورتی گزارشات اندکی از آسیا، آفریقا و جنوب آمریکا وجود دارد. علت آن رامیتوان در الگوي مصرف مواد غذایی، مقاومت در حساسیت میزبانها و یا فقدان پایش و مطالعات منظم دانست ( 9). جلالی و عابدي ( 2008 ) در مطالعهي تحت عنوان شیوع گونههاي لیستریا در فرآوردههاي غذایی در اصفهان، میزان شیوع آلودگی ماهی تازه و منجمد شده را به لیستریامونوسایتوژنز صفردرصد گزارش نمودند( 5). مطالعه دیگري توسط

18 درصد) ماهیان / و همکاران( 1995 ) در سنگاپور نشان میدهد در 3 نمونه از 16 نمونه( 8 Doris

و همکاران Pariher موردمطالعه آلوده به لیستریامونوسایتوژنز بوده است( 2).مطالعه مشابهی توسط

8 درصد گزارش شده است / 2008 ) میزان وقوع آلودگی فرآرودههاي دریایی را به این پاتوژن 7 )

1 درصد ماهیان قزلآلاي رنگین کمان بررسی شده / 7). در مطالعه حاضر لیستریامونوسایتوژنز از 5 )

یعنی تنها از 1 نمونه جدا سازي شد. در حالی که نتایج این مطالعه با نتایج بدست آمده از (n=68)

مطالعه جلالی و عابدي مشابهت دارد، اختلاف موجود در نتایج بین مطالعات مشابه را میتوان به

مقاومت در میزان نمونه، نوع نمونه، موقعیت جغرافیایی، فصل نمونهگیري و روش انجام آزمایشات

نسبت داد. به طور کلی حضور لیستریامونوسایتوژنز در مواد غذایی از جمله ماهی میتواند نتیجه

آلودگی محیطی، و استعمال آلودگی در طول مرحله حمل و نقل، نگهداري و فراوري باشد. با

توجه به قدرت رشد این پاتوژن در شرایط یخچالی و تحمل غلظتهاي بیش از 10 درصد نمک و

بالاي 6، پخت کامل غذا و جلوگیري از آلودگی متقاطع غذاهاي آماده مصرف از مهمترینهاي pH

راههاي پیشگیري از انتقال آلودگی لیستریامونوسایتوژنز از طریق مواد غذایی به انسان میباشد.

منابع :

1. Bett, M.S.Y., Short, P. and NcLauchlin, J. (1998): A small outbreak of listeriosis

associated with smoked nussels. Int. J. Food Microbiol., 43: 233-299.

2. Doris, L.K.Ng. and Seah, H.L. (1995): Isolation and identification of Listeria

monocytogenes from a range of foods in Singapore. Food Control, 6: 171-173.

3. Facinelli, B., Varaldo, P.E., Toni, M., Casolari, C. and Fabio, U. (1989):

Ignorance about Listeria.Br. Med. J., 299:738.

4. Farber, J.M., Ross, W.H. and Harwig, J. (1996): Health risk assessment of listeria

monocytogenes in Canada. Int. J. Food Microbiol., 30: 145-156.

5. Jalali, M. and Abedi, D. (2008). Prevalence of Listeria species in food products in

Isfahan, Iran. J. Food Microbiol., 122: 336-340.

6. Mitchell, D.L. (1991): A case cluster of listeriosis in Tasmania. Comm. Dis.

Intel., 15: 427.

7. Parihar, V.S., Barbuddhe, S.B., Danielsson- Tham, M.L. and Tham , W. (2008):

Isolation and characterization of Llisteria species from tropical sea foods. Food

Control, 19: 566-569.

8. Riedo, F.X., Pinner, R.W., Tosca, M.D., Cartter, M.L., Graves, L.M., Rrrves,

M.W., Weaver, R.E., Plikaytis, B.D. and Broome, C.V.(1994): A point-source

foodborne listeriosis outbreak: documented incubation period and possible mild

illness. J. Infect. Dis., 170: 693-696.

9. Rocourt, J., Jacquet, Ch. and Reilly, A. (2000): Epidemiology of human listeriosis

and sea foods. Int. J. Food Microbiol., 62: 197-209.